بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

مقدمهء مصحح 44

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

تذكره‌ها و كتب دسترس مؤلف در آن دوره را تفحص كردم نام و نشانى از او و اشعار او نيافتم ، بلى واله داغستانى در تذكرهء خود كه موسوم برياض الشعراء است عبارتى آورده است كه شايد منطبق با مؤلف باشد و آن اين است : مولانا قطب الدين از شعراى زمان بوده ؛ او راست : چه آتشست محبت كه يك شرارهء او * ببحر اگر فكنى دود از آب بر خيزد زلف پر پيچ ترا امروز تاب ديگر است * در خم هر پيچ و تابش آفتاب ديگر است و نيز از اوست كه در شرح صحيفه و در محبوب القلوب هر دو نقل كرده است : بيمن گريه طفل از مادر خود شير مىگيرد * دعا روى اجابت راز فيض چشم تر بيند « 1 » و در صفحهء 87 محبوب القلوب چاپى گفته : و من هذا وقع لى فى بعض مناشداتى بالفارسية : براى صحت عالم درشتيها به كار آيد * زتن كى خون فاسد بىگزند نيشتر جوشد و در ص 86 آورده : بيگانگى زخلق جهان عين وحدتست * ز ان آشناى كى نشود آشناى او و نيز از اوست كه آن را نسبت به خود هم در شرح صحيفه و هم در محبوب القلوب آورده :

--> ( 1 ) - در محبوب القلوب مصراع دوم را چنين ياد كرده ؛ دعاها را اجابتها زفيض چشم تر جوشد .